سبدخرید
0

سبد خرید شما

0 محصول
منوی دسترسی
دسته‌بندی کتاب‌ها

کتاب هتل آنایورت

  • روش های ارسال
  •    اسنپ باکس تهران
  •    پیک موتوری تهران
  •    پست پیشتاز
  •    تیباکس
  •    ویژه
  • موجود در انبار
150,000
٪5
142,500 تومان
توضیحات

کتاب هتل آنایورت نوشته یوسف آتیلگان ترجمه عین له غریب توسط انتشارات چشمه با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است.

زبرجد، آخرین بازمانده‌ی یک خانواده‌ی مرفه عثمانی، صاحب هتل کوچک و کم‌رفت‌وآمد «آنایورت» است؛ هتلی نزدیک ایستگاه راه‌آهن. او مردی میانسال، درونگرا و تنهاست و زندگی‌اش در چارچوب وظایف روزمره‌ی اداری و رابطه‌ی سرد و تکراری‌اش با خدمتکار هتل می‌گذرد.

یک روز، زنی زیبا از پایتخت وارد هتل می‌شود و شبی را در آن‌جا می‌گذراند. او هنگام رفتن وعده می‌دهد «هفته‌ی آینده» بازخواهد گشت؛ وعده‌ای که به شکلی ناگهانی و برگشت‌ناپذیر، نظم ماشینی زندگی زبرجد را برهم می‌زند. حضور این زن مرموز در او هیجانی دیرهنگام بیدار می‌کند و زبرجد، با شوقی نو، انتظار بازگشتش را می‌کشد. اما یک هفته می‌گذرد… و بعد هفته‌ای دیگر. با هر تأخیر، خیال‌پردازی‌های او رنگی وسواس‌گونه‌تر می‌گیرد و کم‌کم چنگ زدنش به واقعیت سست می‌شود.

«هتل آنایورت» هنگام انتشار در سال ۱۹۷۳ به‌عنوان رمان سال تحسین شد. منتقدان از سبک تجربی اثر، عمق روان‌شناختی شدید آن و جسارت نویسنده در نمایش وسواس جنسی زبرجد شگفت‌زده شدند. هرچند یوسف آتلیگان پیش‌تر نیز به شهرت ادبی رسیده بود، اما این رمان جایگاه او را به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین مدرنیست‌های ترکیه تثبیت کرد.

 هتل آنایورت

بخشی از متن کتاب

... ن چای خواسته بود؛ می شه برام یه استکان چای بیارید؟ لطفا! اما او در قوری سه نفره برای زن چای برده بود. سینی کوچک در دست به آرامی در زده بود؛ بفرمایید! لبه ی تخت تکیه داده بود. پالتوش را از تن درآورده و ژاکت یک دست سیاه و گردن آویز نقره اش با حلقه های… یک آن نگاه شان گره خورده بود؛ زحمت تون دادم! تا آمده بود چیزی بگوید زن آدرس آن روستا را پرسیده بود و او…؛ پس اگه ممکنه فردا هشت صبح بیدارم کنید، لطفا! و انگار حرفی معمولی و دم دستی بگوید، اضافه کرده بود کارت شناسایی همرام نیست. صبح فردا تا به اتاق پا گذاشت بویش را به وضوح شنید و در را به سرعت روی خود بست.
چراغ لابی را خاموش کرد. ساعت را دست گرفت و پاورچین پاورچین از پلکانی با کف پوش مشمایی به سمت دو اتاق زیرشیروانی بالا رفت. یکی از دو اتاق زیرشیروانی ( همیشه بوی تند عرق می داد، آن که برای پیشخدمت بود، زن میان سالی که بسیار می خوابید، زود می خوابید و دیر بیدار می شد ) برای او بود و دیگری برای پیشخدمت. هر صبح باید تلوتلوخوران به اتاق پیشخدمت می رفت و او را از خواب سنگینش بیدار می کرد و هر شب ( خواب آلوده به اتاق او سر می زد؛ دمی کنار او که در خواب گران بود درنگ می کرد و دقیقه ای بر سروصورتش دقیق می شد. زن خوابالود فریاد می زد « هوووششش! سگ کثیف! »
بی پروا در اتاق پیشخدمت را باز کرد و چراغ را روشن. روی پستی وبلندی های لحاف هیچ تکانی دیده نمی شد. پاهای زن از لحاف بیرون افتاده بود؛ پاشنه های پینه بسته اش به سیاهی می زد. چراغ را خاموش کرد و از اتاق بیرون رفت. به اتاقش برگشت و با لباس روی تخت دراز کشید و منتظر ساعت شش صبح ماند؛ ممکن بود ساعت زنگ نزند، ممکن بود…. تا خود صبح چشم روی هم نگذاشت.
... همونی که اون روز… روزی که من اومدم، همون لحظه‌ای که اومدم تو، رفت بیرون.»
«اون؟ اون رفت، دیروز صبح.»
«رفت؟! کجا رفت؟»
«من…، نمی‌دونم.»
نگفت، دربارهٔ آن روستا با افسر بازنشستهٔ ارتش حرفی نزد، لزومی نداشت.
بر عکسِ معکوس خود در آینه آن‌قدر خیره ماند که حولهٔ هتل که از رخت‌آویزِ کنار آینه آویزان بود، توجهش را جلب کرد. هنوز حوله را به‌خوبی ندیده بود که حواسش به لولهٔ سُربیِ گاز که زیر سقف بود جلب شد و چراغ رنگ‌ورورفته‌ای که سرِ شاخه‌ای از آن لوله بود و تابلوِ راستش که قاب زمختی داشت؛ مبل راحتیِ پت‌وپهنی که سرتاپاش به انواع تزئینات مزین بود و رویش زنی پت‌وپهن در میان تور و حریر و پرنیان و پر طاووس دراز کشیده بود و دو زن سیاه‌پوست جوان و قبراق در دو سمتش مشغول خدمت بودند و با بادبزن‌های بزرگ…. دندان‌پزشک در همان نگاه اول گفته بود «جلال‌وجبروتِ این استعمارگر کثافت رو نگاه توروخدا!» سال‌ها پیش پدرش از بازار عتیقه‌فروش‌ها خریده بودش، خودش به دیوارِ آن اتاق نصبش کرده و به او گفته بود «زبرجد، پسرم! فرداروز که من مُردم این اتاق رو به هر کسی ندی ها! هر هتلی باید یه اتاق این‌طوری داشته باشه؛ یه اتاق برای مسافرهای خاص، خب؟!» 
مشخصات
  • ناشر
    چشمه
  • نویسنده
    یوسف آتیلگان
  • مترجم
    عین له غریب
  • قطع کتاب
    رقعی
  • نوع جلد
    شومیز
  • سال چاپ
    1402
  • نوبت چاپ
    پنجم
  • تعداد صفحات
    177
نظرات کاربران
    هیچ دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است!