سیامک گلشیری یکی از نویسندگان پُرکار و شناختهشدهی روزگار ماست. او رمانها و مجموعهداستانهای موفقی در کارنامه دارد و یکی از پُرخوانندهترین نویسندگان دو دههی اخیر ادبیات ایران محسوب میشود. تازهترین کتاب او، رُژِ قرمز، مجموعهای از داستانهای کوتاهش است که از نظر درونمایه و اجرا تا حدی به هم نزدیکاند، اما فضاهای گاه متفاوتی ارائه میکنند. این کتاب شامل بیست و دو داستان کوتاه است که محورهای مهم جهانِ داستانی گلشیری در آنها بهخوبی دیده میشود: تنهایی آدمها، تنهاییای که معمولاً با یک اتفاق ساده یا مرموز به خطر میافتد و باعث میشود وجوه تازهای از درونیات شخصیتها برای خواننده آشکار شود.
زبان گلشیری خونسرد، روایی و دور از صفتسازی و آرایهپردازی است. زبانی که به داستانگویی و نمایش تصویری روایت اهمیت میدهد و همین باعث میشود آدمهای معمولی او در بافتار این زبان بسیار ملموس بهنظر برسند. رُژِ قرمز روایتهای گوناگونی را در خود جای داده که مخاطب را درگیر میکند: دیداری اتفاقی، همکلامی با رانندهی تاکسی در دل شب، زوجهایی در آستانهی فروپاشی و… اینها موتیفهای همیشگی داستانهای گلشیریاند؛ داستانهایی که معمولاً با یک اتفاق عجیب مسیرشان دگرگون میشود.
