سبدخرید
0

سبد خرید شما

0 محصول
منوی دسترسی
دسته‌بندی کتاب‌ها

کتاب فروشنده دوره گرد

  • روش های ارسال
  •    اسنپ باکس تهران
  •    پیک موتوری تهران
  •    پست پیشتاز
  •    تیباکس
  •    ویژه
  • ناموجود
ناموجود
توضیحات

کتاب فروشنده ی دوره گرد نوشته پیتر هاندکه ترجمه آرزو اقبالی توسط انتشارات چشمه با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است

فروشنده ی دوره گرد رمانی از پیتر هاندکه نویسنده ی معروف اتریشی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات است.

فروشنده ی دوره گرد

او مطمئن نیست فریاد از کدام سو آمده است. سفیدی چشم‌های زن، آن‌قدرها هم سفید نیست. حرکاتش بی‌اختیار است. چرا در وضعیتی که ظاهراً ایرادی ندارد، نمی‌خواهد از او عکس بگیرند؟ صفحه‌ای مشخص از دفترچه تلفن باز مانده است. هنگام افتادن، شانه‌اش به کسی می‌خورد. در خود فرو می‌رود، جمع می‌شود. حرکات نامتعادل‌اند. فروشنده‌ی دوره‌گرد، که اغلب ساعت‌ها بی‌کار است، فرصت دارد چیزهایی را ببیند که از چشم دیگران پنهان می‌ماند. افتادن، نه ناگهانی، بلکه تدریجی پایان می‌گیرد. از درد، پاهایش را بالا می‌کشد. ناگهان چشم سومی میان آن دو چشم ظاهر می‌شود.

شاید فقط کودکی باشد که پشت سرش حرکات او را تقلید می‌کند. پرده می‌لرزد، یا کسی پشت آن تکان می‌خورد؟ در تاریکی، چشم‌هایش را باز و بسته می‌کند. حالا دیگر همه شروع کرده‌اند به خداحافظی. کسی که آن گوشه، روی زمین چمباتمه زده بود، ناگهان بلند می‌شود. وقتی می‌دود، انگار دیگر اطرافش را نمی‌بیند. دستی روی شانه‌اش می‌نشیند، اما او برنمی‌گردد. این همان فریادی است که به آدم آرامش می‌دهد. با نفسی حبس‌شده، نشسته است که صدای کسی را می‌شنود که بیرون با در ور می‌رود؛ دری که اصلاً باز است.

«لبخند به چشم‌هایش نمی‌رسد.» سایه‌ی دستی ناآشنا صورت فرد خوابیده را تاریک می‌کند. آن‌چه به یاد می‌آورد، دیگر آزارش نمی‌دهد. زن، انگشت خیسش را به او نزدیک می‌کند. اشیایی که بی‌نقص و آرام سر جای خود مانده‌اند، او را به تعادل بازمی‌گردانند. پرنده‌ای وسوسه‌ی پرواز را در او بیدار می‌کند. پالتو را بی‌کمک می‌پوشد. دستش را بالا می‌آورد تا در بزند، اما دوباره پایین می‌آورد و به راهش ادامه می‌دهد.

تابلو نشان می‌دهد کوچه بن‌بست است. انگار تعقیب‌کننده‌ای خیالی، فقط به این دلیل قدم‌به‌قدم پشت سرش می‌آید که خودش هم گمان می‌کند تحت تعقیب است. پشت سرش، کلید دوباره در قفل می‌چرخد. چرا ناگهان همه این‌قدر مؤدب شده‌اند؟ نمی‌تواند تشخیص دهد چیزی حرکت می‌کند یا نه. در، نمی‌خواهد بسته شود. این تاریکی، واقعاً نوعی مجازات است. با زن تنها می‌شود. آن‌قدر گرسنه است که دیوار هم به نظرش خوشمزه می‌آید. هنگام عبور، رد گلوله را روی سنگ‌فرش می‌بیند. دستش رفتاری غیرعادی از خود نشان نمی‌دهد. جرئت نشستن ندارد. خنده—خنده‌ی یک مرد است.

مشخصات
  • ناشر
    چشمه
  • نویسنده
    پتر هاندکه (پیتر هانتکه)
  • مترجم
    آرزو اقبالی
  • قطع کتاب
    رقعی
  • نوع جلد
    شومیز
  • سال چاپ
    1402
  • نوبت چاپ
    ششم
  • تعداد صفحات
    138
نظرات کاربران
    هیچ دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است!