سبدخرید
0

سبد خرید شما

0 محصول
منوی دسترسی
دسته‌بندی کتاب‌ها

کتاب در رویای بابل

  • روش های ارسال
  •    اسنپ باکس تهران
  •    پیک موتوری تهران
  •    پست پیشتاز
  •    تیباکس
  •    ویژه
  • ناموجود
ناموجود
توضیحات

کتاب در رویای بابل نوشته ریچارد براتیگان ترجمه پیام یزدانجو توسط انتشارات چشمه با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است.

«در رویای بابل» رمانی از ریچارد براتیگان است که نخستین بار در سال ۱۹۷۷ منتشر شد. وقتی پای سی. کارد، کارآگاه عجیب‌وغریب و قهرمان هشتمین رمان براتیگان، به میان بیاید، باید خودتان را برای مجموعه‌ای از رویدادهای نامتعارف و بامزه آماده کنید.

سی. کارد کارآگاهی است که هرگز نمی‌گذارد حوصله‌تان سر برود؛ کافی‌ست چند گلوله برای اسلحه‌اش پیدا کند تا ماجراجویی‌هایی سریع، طوفانی، خنده‌دار و پرحادثه آغاز شود. البته به یک شرط: این‌که او ناگهان یاد بابل نیفتد و در رویاهایش غرق نشود. زیرا همین که رویاپردازی درباره‌ی بابل شروع شود، همه چیز دیگر ــ از پرونده‌ها گرفته تا خطرها ــ به حاشیه می‌رود.

رمان، با دنبال کردن رفت‌وآمد سی. کارد میان خیال و واقعیت، و میان بابل و سان‌فرانسیسکو، تجربه‌ای سرشار از طنز، ماجراجویی و جذابیت برای خواننده رقم می‌زند؛ تجربه‌ای که امضای منحصربه‌فرد براتیگان را در خود دارد.

در رویای بابل

بخشی از متن کتاب

داخل یخچال را نگاه کردم و بلافاصله درش را بستم تا انبوه آماسیدهٔ کپک‌ها راه فرار پیدا نکنند. نمی‌دانم آدم چه‌طور می‌تواند مثل من زندگی کند. آپارتمان‌ام آن‌قدر کثیف است که تازگی تمام لامپ‌های هفتاد و پنج وات را با بیست و پنج وات عوض کرده‌ام تا مجبور نباشم اوضاع را واضح و آشکار ببینم. ول‌خرجی بود، اما باید این کار را می‌کردم. خوش‌بختانه، آپارتمان اصلا پنجره نداشت، و الا واقعآ توی دردسر می‌افتادم.

آپارتمان‌ام آن‌قدر کم‌نور بود که مثل سایه‌ای از یک آپارتمان به نظر می‌رسید. نمی‌دانم همهٔ عمرم این‌طور زندگی کرده‌ام یا نه. منظورم این است که حتمآ مادری بالای سرم بوده، کسی که بگوید نظافت کنم، مواظب خودم باشم، جوراب‌هام را عوض کنم. من هم این کارها را می‌کردم، اما فکر کنم بچگی‌ها یک‌جورهایی کند بودم و اصل مطلب را نمی‌گرفتم. حتمآ دلیلی داشته.

کنار یخچال ایستاده بودم، نمی‌دانستم چه کنم، که یک‌هو فکر بکری به ذهن‌ام رسید. چه چیزی از دست می‌دادم؟ پولی برای خرید گلوله نداشتم و گرسنه‌ام هم بود. باید چیزی برای خوردن پیدا می‌کردم.

پریدم بالای پله‌ها، رفتم دم در آپارتمان صاحب‌خانه.

زنگ در را زدم.

مشخصات
  • ناشر
    چشمه
  • نویسنده
    ریچارد براتیگان
  • مترجم
    پیام یزدانجو
  • قطع کتاب
    رقعی
  • نوع جلد
    شومیز
  • سال چاپ
    1403
  • نوبت چاپ
    شانزدهم
  • تعداد صفحات
    238
نظرات کاربران
    هیچ دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است!