رمان ته Run نوشته حسین قسامى، توسط انتشارات کتاب کوله پشتی به چاپ رسیده است.
موضوع کتاب شامل ادبیات فارسی, رمان ایرانی, ادبیات داستانی, داستان ایرانی می باشد.
کی این چین و چروک های بی پیر آمده بودند که خبردار نشده بود؟ لابد همان سال ها که از صبح تا شب با دیوید و تینا و سه چهار تا علّاف تر از خودشان صبح تا شب از این بار به آن بار و از این کلاب به آن کلاب می رفتند و آخر شب مست و پاتیل تلوتلوخوران بر می گشتند خانه.
تینا که مُرد جمعشان از هم پاشید. تا یک مدت هر روز چند ساعت به سینه هایش ور می رفت مبادا سرطان تویش تخم کرده باشد. بعد دیگر بی خیال شد. دست بالا بلایی که سر تینا آمده بود، سرش می آمد. یکی دو هفته روی تخت بیمارستان و بعد تمام. کجایش بد بود؟ از صبح تا شب ولگردی توی کوچه های پر از کثافت وایت چَپل که بهتر بود...
رمان ته Run نوشته حسین قسامى، توسط انتشارات کتاب کوله پشتی به چاپ رسیده است.
موضوع کتاب شامل ادبیات فارسی, رمان ایرانی, ادبیات داستانی, داستان ایرانی می باشد.
کی این چین و چروک های بی پیر آمده بودند که خبردار نشده بود؟ لابد همان سال ها که از صبح تا شب با دیوید و تینا و سه چهار تا علّاف تر از خودشان صبح تا شب از این بار به آن بار و از این کلاب به آن کلاب می رفتند و آخر شب مست و پاتیل تلوتلوخوران بر می گشتند خانه.
تینا که مُرد جمعشان از هم پاشید. تا یک مدت هر روز چند ساعت به سینه هایش ور می رفت مبادا سرطان تویش تخم کرده باشد. بعد دیگر بی خیال شد. دست بالا بلایی که سر تینا آمده بود، سرش می آمد. یکی دو هفته روی تخت بیمارستان و بعد تمام. کجایش بد بود؟ از صبح تا شب ولگردی توی کوچه های پر از کثافت وایت چَپل که بهتر بود...