سبدخرید
0

سبد خرید شما

0 محصول
منوی دسترسی
دسته‌بندی کتاب‌ها

کتاب گیل گمش احمد شاملو چشمه

  • روش های ارسال
  •    اسنپ باکس تهران
  •    پیک موتوری تهران
  •    پست پیشتاز
  •    تیباکس
  •    ویژه
  • ناموجود
ناموجود
توضیحات

کتاب گیل گمش ترجمه احمد شاملو توسط انتشارات چشمه با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است.


 گیل گمش

گیلگمش، پادشاه اوروک، که حدود ۱۲۵ سال بر سومریان حکم راند، همراه با دوستش انکیدو، تنها قهرمانانی هستند که از ادبیات باستانی بابل تا امروز زنده مانده‌اند و در این شعر حماسی که به هزاره‌ی سوم پیش از میلاد تعلق دارد، جاودانه شده‌اند. این دو قهرمان با هم به جنگل سدر خدایان می‌روند، گاو مقدس را شکست می‌دهند و غول هومبه را می‌کشند. وقتی انکیدو می‌میرد، گیلگمش غمگین می‌شود و ترس از مرگ بر وجودش چیره می‌شود؛ این ترس او را وادار می‌کند تا در پی راز زندگی ابدی برود.

حماسه‌ی گیلگمش داستانی بی‌پایان از اخلاق، تراژدی و ماجراجویی است و به جستجوی انسان برای جاودانگی می‌پردازد. ترجمه‌ی فارسی این حماسه نخست توسط داوود منشی‌زاده و سپس توسط احمد شاملو صورت گرفت و ابتدا در کتاب هفته منتشر شد و بعد توسط نشر چشمه چاپ شد.

اسطوره‌ی گیلگمش به‌نوعی قدیمی‌ترین اسطوره‌ی جهان محسوب می‌شود. داستان ظاهری ساده و فراواقع‌گرایانه دارد، اما در باطنش مضامین فلسفی عمیقی نهفته است: داستان تکامل، رنج و رسیدن انسان به پوچی. خواننده ابتدا با دو قهرمان آشنا می‌شود، اما درمی‌یابد که آن‌ها دو نیمه‌ی مکمل یکدیگرند: گیلگمش نماد نیمه‌ی مردانه و انکیدو نماد نیمه‌ی زنانه است، چنان‌که انسان نیز از دو جنس نر و ماده تشکیل شده است. در هنگام مرگ انکیدو، گیلگمش توری سپید بر او می‌اندازد، همانند توری که بر عروسان می‌افکنند.

بخشی از متن کتاب:

گیلگمش: «از برای چه چنین شتابانی؟ هرگز آن زندگی ابدی را که در پی آنی نخواهی یافت. آنگاه که خدایان انسان را آفریدند، مرگ را به او هدیه دادند و زندگی را برای خود نگه داشتند. برای تو شایسته‌تر آن است که شکمت را با خوردنی‌های لذیذ سیر کنی، روز و شب برقصی و شادی کنی، کودکی که دستت را گرفته گرامی بداری و همسرت را در آغوش بکشی و شادی را به او هدیه کنی. برای انسان همین کافی است.»

انکیدو، همدم سالیان جوانی من! اکنون پلنگ دشت این‌جا خفته است، هم آن که از هیچ چیز دریغ نکرد تا از کوهسار خدایان بر فراز برآییم؛ تا گاو خروشنده‌ی آسمان را گرفتیم و در خون کشیدیم؛ تا هومبه را بر خاک درهم شکستیم، آن‌که در جنگل سدر خدایان می‌زیست و بر مردم بیداد می‌کرد. اکنون این خواب ژرف چیست که بر تو فروافتاده؟ ای رفیق! سخت تیره می‌نمایی و گویی دیگر بانگ مرا نمی‌شنوی!»

گیلگمش بر قلب انکیدو دست می‌نهد، اما قلب او از تپیدن باز ایستاده است. سپس روی دوستش را همانند پوشاندن عروس می‌پوشاند و با شیون و گریه، شش روز و شش شب زاری می‌کند و در روز هفتم او را به خاک می‌سپارد.

خدایان بزرگ بر سر چیستند، ای رفیق؟ چرا خدایان طرح فنای مرا می‌ریزند؟ خوابی شگفت دیده‌ام که از بلایی خبر می‌دهد: عقابی با چنگال‌های مفرغی مرا ربود و با من چهار ساعت دوتایی به بالا پرواز کرد. سپس گفت: «به زمین درنگر تا خود چگونه نمودار است! به دریا درنگر تا خود چگونه پیداست!» و زمین به کوهی می‌مانست و دریا به نهری کوچک… آنگاه چون دو ساعت دوتایی دیگر به بالا پرواز کرد، مرا رها کرد و من بر زمین سخت درهم شکستم… نقش رویایی که دیدم چنین بود و از هراس بیدار شدم.

مشخصات
  • ناشر
    چشمه
  • نویسنده
    احمد شاملو
  • قطع کتاب
    رحلی
  • نوع جلد
    شومیز
  • سال چاپ
    1403
  • نوبت چاپ
    بیستم
  • تعداد صفحات
    320
نظرات کاربران
    هیچ دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است!