رمانی که میخوانید «شاهراه» اثر سینا دادخواه روایتگر زندگی یک پسر جوان در تهران معاصر است و با نگاهی دقیق به پسری بودن، پرسه زدن در شهر و بازخوانی خاطرات گذشته، تصویری از تجربههای روزمره و مواجهه با تغییرات اجتماعی ارائه میدهد. رمان سوم دادخواه، در ادامهی آثار پیشین او، با ساختاری متفاوت و روایت پیشرونده، کوشیده است تا حافظه شهری و خاطرات دو دهه گذشته را در قالب تجربه یک شخصیت جوان بازسازی کند.
شخصیت اصلی داستان، پسر جوانی است که گذشته خود را مرور میکند؛ گذشتهای که با پدر و مکانهایی که دوست داشته است پیوند خورده است. او در طول روایت، با شهر و فضاهای آن ارتباط برقرار میکند و آزادی و رهایی خود را از طریق پرسهزنی در شهر تجربه میکند. داستان مجموعهای از پازلهای کوچک و بزرگ است که خواننده باید آنها را کنار هم بچیند تا تصویر کاملتری از زندگی شخصیت و فضای شهری پیدا کند.
بخشی از متن کتاب، تماشای روزمرگیها و جزئیات زندگی شهری را همراه با تعاملهای انسانی نشان میدهد؛ شخصیت اصلی در مسیرهای تهران قدم میزند، در کافهها و خیابانها با دوستانش قرار میگذارد، و در عین حال تجربیات فردی و عاطفی خود را مرور میکند؛ از اهدا خون و رسیدگی به دوستان گرفته تا خریدن رکوردر و مراقبت از کولهی دوستش. این روایت همزمان شخصی و شهری، ملموس و پرخاطره است و خواننده را با جریانهای متنوع زندگی شهری و تجربههای فردی در هم میآمیزد.
«شاهراه» داستانی است درباره یادآوری، آزادی و شکلدهی به خاطرات، روایت پرسه زدن در شهر و تجربه جوانی که در جستوجوی زمانها و رنگهای گذشته، میکوشد زندگی و خاطرات خود را بازسازی کند و رهایی را تجربه نماید.