کتاب رمان انگلیسی Meet Me at Blue Hour اثر Sarah Suk توسط انتشارات Quill Tree Books به چاپ رسیده است.
درخشش ابدی ذهن بیآلایش، در این داستان جذاب و احساسی از دو دوست دوران کودکی که با عواقب پاک شدن حافظهی یکی از دیگری دست و پنجه نرم میکنند، با زندگیهای گذشته ملاقات میکند، نوشتهی نویسندهی تحسینشده سارا سوک.
ینا بائه، هفده ساله، تابستان را در بوسان، کره جنوبی، در کلینیک پاک کردن حافظهی مادرش میگذراند. او احساس گمگشتگی و جدایی از مردم را دارد، چیزی که از زمانی که بهترین دوستش، لوکاس، چهار سال پیش بدون هیچ حرفی از آنجا رفت و او را در برزخ رها کرد، احساس میکند.
لوکاس پاک، هجده ساله، نیز تابستان را در بوسان گذرانده و به دیدار پدربزرگش که اخیراً به بیماری آلزایمر مبتلا شده، رفته است. اما او فقط برای یک ملاقات معمولی به اینجا نیامده است - او مصمم است پدربزرگ عزیزش را در مطالعهی جدیدی که در کلینیک در حال انجام است، یک برنامهی آزمایشی برای بازیابی خاطرات از دست رفته، شرکت دهد.
وقتی ینا دوباره لوکاس را میبیند، از دیدن او شوکه میشود و حتی بیشتر شوکه میشود وقتی متوجه میشود که لوکاس چیزی از او به یاد نمیآورد. او او را کاملاً از خاطراتش پاک کرده است، و او هیچ ایدهای ندارد که چرا.
چرا خرید از آژانس کتاب؟
خرید از آژانس کتاب به شما این اطمینان را میدهد که نسخه اصلی و بهروز کتاب رمان انگلیسی Meet Me at Blue Hour را دریافت خواهید کرد. ما با ارائه خدمات سریع، ارسال امن و قیمت مناسب، تجربه خریدی آسان و مطمئن را برای شما فراهم میآوریم.
برای خرید این کتاب و مشاهده کتابهای دیگر، به فروشگاه آنلاین آژانس کتاب مراجعه کنید.
کتاب رمان انگلیسی Meet Me at Blue Hour اثر Sarah Suk توسط انتشارات Quill Tree Books به چاپ رسیده است.
درخشش ابدی ذهن بیآلایش، در این داستان جذاب و احساسی از دو دوست دوران کودکی که با عواقب پاک شدن حافظهی یکی از دیگری دست و پنجه نرم میکنند، با زندگیهای گذشته ملاقات میکند، نوشتهی نویسندهی تحسینشده سارا سوک.
ینا بائه، هفده ساله، تابستان را در بوسان، کره جنوبی، در کلینیک پاک کردن حافظهی مادرش میگذراند. او احساس گمگشتگی و جدایی از مردم را دارد، چیزی که از زمانی که بهترین دوستش، لوکاس، چهار سال پیش بدون هیچ حرفی از آنجا رفت و او را در برزخ رها کرد، احساس میکند.
لوکاس پاک، هجده ساله، نیز تابستان را در بوسان گذرانده و به دیدار پدربزرگش که اخیراً به بیماری آلزایمر مبتلا شده، رفته است. اما او فقط برای یک ملاقات معمولی به اینجا نیامده است - او مصمم است پدربزرگ عزیزش را در مطالعهی جدیدی که در کلینیک در حال انجام است، یک برنامهی آزمایشی برای بازیابی خاطرات از دست رفته، شرکت دهد.
وقتی ینا دوباره لوکاس را میبیند، از دیدن او شوکه میشود و حتی بیشتر شوکه میشود وقتی متوجه میشود که لوکاس چیزی از او به یاد نمیآورد. او او را کاملاً از خاطراتش پاک کرده است، و او هیچ ایدهای ندارد که چرا.