سبدخرید
0

سبد خرید شما

0 محصول
منوی دسترسی
دسته‌بندی کتاب‌ها

کتاب دودمان

  • روش های ارسال
  •    اسنپ باکس تهران
  •    پیک موتوری تهران
  •    پست پیشتاز
  •    تیباکس
  •    ویژه
  • ناموجود
ناموجود
توضیحات

کتاب دودمان نوشته محمود دولت آبادی توسط انتشارات چشمه با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان ایرانی به چاپ رسیده است.

دودمان

بخشی از متن کتاب

آفتاب پاییزی کمرنگ و دلگیر بود، گویی یا دیر رسیده بود یا مدت‌ها در خیال خود سیر کرده بود و یادش رفته بود پسرش و دوستش را مدتی در سالن تنها گذاشته است. او خودش روی صندلی حصیری نشسته بود، غرق در سکوت و اندیشه.

بالاخانه حالتی غمناک پیدا کرده بود، طوری که حتی ارسلان با آن جسارت همیشگی‌اش کمی جا خورد. هیچ اثری از تاج دیده نمی‌شد. او به اتاقش رفته و در را از پشت بسته بود. شوقی نیز در گوشه‌ای نشسته بود، زانوهایش را بغل کرده و بدنش خمیده بود؛ موهایش که حلقه حلقه و انبوه بودند، با چارقدش قاتی شده و تا روی ساق‌هایش ریخته بود. وقتی ارسلان در را باز کرد و وارد شد، شوقی سرش را بلند نکرد تا ببیند چه کسی آمده، یا شاید اصلاً متوجه باز شدن در نشد. ارسلان لحظاتی دستش روی دستگیره ماند، منتظر بود شاید شوقی نگاهش کند و چیزی بگوید، اما او هیچ نکرد.

پایان این روزها و این وضعیت نامعلوم است؛ هیچ کس نمی‌داند کی خواهد رسید. همه‌ی جزئیات این نقش قدیمی، این تصویر مبهم و کند، همچنان ناشناخته باقی مانده‌اند. آنچه دیده می‌شود، فقط تصویری تک‌بعدی است، در نگاه کسی که گذر می‌کند، مانند نگاه به یک نقاشی چاپی یا عکس گرفته شده از کوچه‌ای شلوغ توسط یک عکاس سرزده.

من خسته‌ام، شوقی هم خسته و کلافه است، و همین خستگی و کلافگی باعث شده گاهی همه چیز را فراموش کند. چه کسی می‌داند فردای این روزها چه خواهد شد؟ مرز میان خستگی و اضطراب، همان کلافگی است. «با این حال، راضی‌ام؛ اما غربت نه! این حرف‌ها را باید به که گفت؟»

مشخصات
  • ناشر
    چشمه
  • نویسنده
    محمود دولت آبادی
  • قطع کتاب
    رقعی
  • نوع جلد
    شومیز
  • سال چاپ
    1403
  • نوبت چاپ
    چهارم
  • تعداد صفحات
    279
نظرات کاربران
    هیچ دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است!